السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

252

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

اشكال بر اتصاف موجود به وصف امكان متن وبذلك يندفع ما اورِد على كون الإمكان . . . للحاجة إلى العلّة ، إلى غير ذلك . ترجمه و با بيان فوق ( كه موجود به تقسيم اولى به واجب و ممكن تقسيم مىشود و امكان و وجوب دو وصف وجودند ) اشكال كسانى كه امكان را وصف ثابت براى موجودِ ممكن نمىدانند - در برابر وجوب ، كه وصف ثابت واجب است - . مندفع مىشود . تقرير اشكال بدين نحو است : همان‌طور كه از تقسيم سابق برمىآيد ، امكان عبارت است از سلبِ ضرورتِ وجود و سلبِ ضرورت عدم . پس ( معناى امكان ) دو سلب جداگانه است ؛ گرچه از آن دو به سلب الضرورتين ( كه سلب واحد است ) تعبير آورده شود . بنابراين چگونه ممكن است كه امكان يك صفت واحد براى ممكن قرار داده شود ( در حالى كه دو سلب است ) . ( ثانياً ) بر فرض كه پذيرفتيم كه اين دو سلب به يك سلب كه سلب الضّرورتَين هست ، باز مىگردد ، لكن همان‌طور كه از تقسيم برمىآيد قضيه ، قضيهء سالبهء محصله است نه موجبهء معدوله . پس معناى اتصاف ممكن به امكان ( در صورتى كه امكان به معناى قضيه سالبهء محصله معنا شود ) چيست ؟ در حالى كه اتصاف به سلب در قضيهء معدوله ، ممكن هست ( نه در سالبهء محصله ) . فى المثل ، هنگامى كه مىخواهند از خواص امكان - از قبيل آن‌كه امكان از ماهيت جدا نمىشود و يا اين‌كه امكان ، مناط احتياج به علت است و مانند آن . . . - سخن بگويند ، به ناچار از امكان به « لا ضرورة وجود و عدم » و يا « استواء نسبت ماهيات به وجود و عدم » تعبير مىآورند . شرح در مورد اين‌كه امكان ، صفتِ ممكن است در مقابل وجوب كه صفت واجب است دو اشكال مطرح است : يكى اين‌كه امكان يك صفت نيست ؛ زيرا وقتى آن را معنا مىكنيم به دو سلب تحليل مىرود ؛ يكى سلب ضرورت وجود ، ديگرى سلب